هرچه صادقانه از وسط پیش رفتم ، اما بیشتر از جناحین دورم زده اند
بهترین شیوه لاک است. نه قرمز نه صورتی فقط دفاعی. بروی توی لاکت و چنان فرو بروی که کسی نتواند وارد شود.
بدی زندگی انجاست که درست زمانی که حالت گرفته ست از دست کسانی که قرار است کمکت کنند دلگیر میشوی. درست کسانی که قرار بوده امیدت باشند ، نا امیدت میکنند ، کسانی که قرار بوده مرهم بشوند ناخوداگاه زخم می زنند. من به این ناگاه و بی گاه زخم زدن ها ، عوض شدن ها عادت دارم. اما کم پیش می اید که کسی را که به تو اسیب می رسانی دوست داشته باشی. انجا داستان غم انگیز می شود او زخم میزند و تو فقط خی،ه میشوی و کاری از دستت بر نمی اید ، فقط میتوانی بغلش کنی.
ای کاش ما ادمها قدر چیزهایی را که به سختی بدست اورده بودیم را می دانستیم. هروقت خواستید چیزی را از دست بدهید ساده ترین کار این است بی دلیل و بی علت محاکمه و مواخضه اش کنین، بهترین راه برای از دست دادن همین است.
